فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )

26

كليات ( فارسى )

و زود زود دعا مىفرمود . مولانا صدر الدين فرمودند كه : شيخ يكى بود و او هم رفته ، همچنان بعد اليوم رشتهء دوستدارى و جمعيت بريده گرديد و واسطهء قلادهء معنى روز بروز متوارى گرديد . بعد ازين انتظام امور و نظم جمهور فتور زود خواهد يافتن و آن چنان گرديد كه گفته بود و در آن حال زارزار مىگريست و غريو از همه ياران و بزرگواران برخاست . جمعى از بزرگواران دوران معارضه كردند و گفتند كه : پيش ازين معنى را بر مايان چرا عرضه نكردى ؟ فرمودند كه : از براى آنكه دوكانهاى شما ويران نگردد و جهان به كلى معطل نگردد و همانا كه مولانا فخر الدين عراقى زود برون آمده ، روانه گرديد و جمعيت آن مردم اندك اندك متفرق گرديد و بساط نشاط را در نور ديدند و در ميان ابناى روزگار و بزرگواران و دوستان و ياران آثار صفاى اخوان وفا نماند و زود تخت بخت پادشاهان دوران در آن دوران پايمال مغول گرديده و زود سرها و زرها را بر باد دادند و در آن دوران جميع مدارس و خانقاه بر آن روزگار مهمان خانها گرديد و بركت از دوران در آن دوران برخاست و زور كردن و ظلم ورزيدن بر همه دنيا فرونشست و جهان در هم گرديد و تا به چهلم مولانا پادشاهان و وزيران سوار نگرديدند و در صد روز على التوالى همهء امرا و فقرا علىحده عرسها مىدادند و در آن دوران همچنان شبى در عرس پروانه ملك الادبارا ، امير بدر الدين يحيى ، تغمده اللّه بغفرانه ، در سماع گرم گرديده بود و جامها را بر خود چاك زده ، اين رباعى بگفت : كو ديده كه در غم تو غمناك نشد ؟ * يا جيب كه در ماتم تو چاك نشد ؟ سوگند به روى تو ، كه از پشت زمين * مانند تويى در شكم خاك نشد خدمت مولانا را پروانه زود تشريفات فرموده و در آن دم استر گرمرو داده و همچنان هر بزرگى ، در مثل امير بدر الدين ، امير بهاء الدين قانعى و غيره و روز بروز دوستان بزرگواران رباعيات خوب مىفرمودند و اعتقاد خود را بر آن نوع مىنمودند و در آن دوران يكى از درويشان دين ، يكى همين رباعى را گفته ، مىگريست :